فردا از آن ماست (موج سوم )
وقتی میگفتند این آخرین شانس کروبی است و به خاطر سن زیاد و کهولتش دیگر نمیتواند در انتخابات شرکت بکند. وقتی یکی از اساتیدمان مباحث اخلاقی را میان درس پیش میکشید و درباره دنیا و حب جاه و مقام حرف میزد با ناراحتی از پیرمردی سخن میگفت که نزدیک مرگ به جای اینکه به داد [...] وقتی میگفتند این آخرین شانس کروبی است و به خاطر سن زیاد و کهولتش دیگر نمیتواند در انتخابات شرکت بکند. وقتی یکی از اساتیدمان مباحث اخلاقی را میان درس پیش میکشید و درباره دنیا و حب جاه و مقام حرف میزد با ناراحتی از پیرمردی سخن میگفت که نزدیک مرگ به جای اینکه به داد خود و آخرتش برسد خود را غرق در لجن سیاسی بازی و حزب بازی ان هم از نوع کثیفش انداخته ان هم یک روحانی که باید سرمشق جامعه در زهد و تقوا و دوری از دنیا باشد و ما را انذار میداد از سرانجام رذایل اخلاقی که انسان را حتی اواخر عمر هم آسوده نخواهد کرد یا وقتی موهای سفید و آثار پیری در چهرهاش که او را شایسته احترام سن و موی سفیدش میکند ولی میگویند احترام امامزاده را اول متولی نگه می دارد، وقتی… . البته از این خواهیم گذشت که چگونه اصلاح طلبان که خودشان را برای جوانان این همه به در و دیوار میزدند چطور شده است که سراغ گزینههای پیر و لب مرز رفتهاند و البته مشخص است که کاری هم به اعتنای آنان به این فرمایش انتخاباتی رهبری هم نداریم که فرمودند که باید نشاط جوانانه در دستگاه اجرایی ایجاد بشود. اما گویا پیری و از جمله عارضه مد نظر ما در اینجا یعنی چرت زدن و خوابیدن در سایر هم کیشان و اذناب و دوستان وابسته به بند کیف پول ایشان هم مستولی شده است. اتفاقی که امروز البته با نزدیک شدن به انتخابات و به قول رهبری شدت گرفتن تخریب ها علیه دولت انتظارش می رود و عجیب نیست. امروز روزنامه حزب رئیس جمهور آینده(!) با زدن کاریکاتوری از رئیس جمهور طرحی که سه سال دولت روی آن کار کارشناسی کرده بود و از اوایل سال گذشته نوید آن را داده بود نه تنها طرح تبلیغاتی(!) نامید بلکه بهرهبرداری از رئیس جمهور ایندهشان خواند! آنقدر این حرکت که گویا حافظه تاریخی مردم را ناچیز پنداشتن در کنار سایر تیترها و نوشتههای این روزنامه (از جمله تشکیک در میزان رای دهندگان) زشت و ناپسند بود که انسان میماند چه بگوید. گویا خواب بر دست اندرکاران این روزنامه هم غلبه کرده و سخنان و تلاش های گذشته دولت برای این هدف را ندیدهاند که ناگهان ان را شعار تبلیغاتی و ورودیه دکتر احمدینژاد به انتخابات می دانند. البته انتظار دیگری نمیرود آن هم باید بابت پولی که می گیرند کار بکنند و قلمه حلال داشته باشند!دوستی به من می گفت این چیست که نوشتی «خمیازه میکشد و دستش را میگذارد زیر چانهاش. ناگهان چرتش میگیرد.» گفتم اولا مطلب طنز بوده و البته باید از سیاق نوشتهاش فهمید و شاید من هم باید بزرگ مینوشتم که طنز بوده است! دوما اینکه تمام آنچه نوشتهام را بر اساس انچه دیدهام و خواندهام نوشتم. مگر کم جلسهای بوده که عکسی از اقای کروبی نباشد که دست زیر چانه و چشم ها بسته باشد!؟ البته باز هم با تکرار طنز بودن مطلب و اشاره به سخن خودشان در جریان انتخابات ??. که البته پیرو پاراگراف بالا این هم از عوارض پیری است.
طبقه بندی: میرحسین موسوی انتخابات کروبی آخرین اخبار
By Ashoora.ir & Night Skin